چرا وایکینگها بهتر از بازی تاج و تخت است

این روزها دم‌زدن از بازی تاج‌وتخت و طوطی‌وار، تکرار کردن تعریف و تمجیدی که از همسایه و همکار شنیده‌ایم، کار هر روزه ی بعضی از دوستان و آشنایان شده است! اصلا انگار این بندگان خدا سلیقه ای از خودشان ندارند. به هر حال HBO بودجه‌ای که صرف ساخت این سریال کرده را باید به گونه ای چند برابر کند یا نه؟ و تبلیغات بی‌حد و مرز و مقاله‌نویسان اجاره ای ابزارهای این کارند تا از شما تبلیغاتچی های بدون جیره و مواجب بسازند. بگذریم از ماجرای هک شدن سرورهای این غول تلویزیونی که حقیقتا جزو خبرهای خوشحال کننده‌ی امسال بود.در این پست به شما خواهم گفت چرا تماشای وایکینگ‌ها بهتر از بازی‌ی تاج و تخت است.

سریال وایکینگ ها ریشه در تاریخ واقعی این قوم داره. اینکه چه طور زندگی می‌کردند، چه جور جنگجوهایی بودند، چه دینی داشتند و در نهایت چه چیز آنها را پیش می راند و اساسا در جستجوی چه بودند که اینچنین باشتاب جانهایشان را در راهش به تیغه ی شمشیر و تبر می‌سپردند. در حالی که بازی تاج و تخت تماما ساخته‌ی تخیلات نویسنده‌ی آن یعنی جورج آر آر مارتین بوده که با مخلوط کردن سلسله ای از وقایع تاریخی و تغییر دادن آن‌ها با بهره‌گیری از عناصری مثل جادو توانسته داستانی غیرواقعی ولی جذاب را بوجود بیاورد.

در وایکینگ ها تعداد زیادی از زنان جنگجو وجود دارند که پا به پای مردان در نبردها شرکت می‌کنند و کارگردان نیز آن ها را برابر با همتاهای مردشان به تصویر کشیده به گونه ای که تا بالاترین سطوح اجتماعی سعود می‌کنند. این درحالیست که تعداد زنان جنگجو در بازی تاج و تخت بسیار کمتر بوده و معمولا مورد تعرض و تحقیر مردان قرار می‌گیرند.

از نکات دیگری که موجب برتری یافتن وایکینگها بر بازی تاج و تخت می شود سرعت فوق العاده بالاتر پیشروی صحنه ها است. چه کسی دوست دارد برای دقایق متوالی به صحبت های بعضا تکراری و خالی از عمل بازیگران گوش فرا دهد و یکنواخت بودن چند اپیزود پشت سر هم او را کلافه نکند؟ در GOT نهایتا یک نبرد چند دقیقه ای شاید وجود داشته باشد که برای همان نبرد یک فصل باید منتظر باشید تا ببینید آیا به وقوع می پیوندد یا خیر. این در حالیست که در Vikings تصمیم ها آنی گرفته می شوند و تباهی هایی را به دنبال خود دارند که در یک نبرد و دو زد و خورد کمترین مقیاصش را هم نمی‌توان پوشش داد.

عدم وجود محتوای در خور برای ارائه تنها دلیلیست که برهنگی های پی‌در‌پی بازی تاج تخت را توجیه می‌کند و این در حالیست که شبکه‌ی HISTORY بر خلاف HBO برای جذب مخاطب به هر حربه ای متوسل نشده و محتوا را مقدم‌تر از تعداد تماشاچی می‌داند. در روایت وایکینگها، شخصیت ها زاده می شوند، بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند، در بحبوحه جنگها مسیر بزرگ شدن را ‌یاد می‌گیرند تا روزی حماسه‌ی خود را بیافرینند و در نهایت یا جایگزین دیگر بازیگران می‌شوند و یا به مانند منظره‌ای که از ‌پنجره‌ی قطار دیده باشیم به سرعت از دیده‌ها محو می‌شوند. زمان در این سریال به گونه ای تحت کنترل کارگردان و در خدمت داستان است که هر لحظه می توان ماجرایی تازه را در نقطه ای ویژه از زمان، آغاز کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *